القندوزي ( مترجم : محمد على شاه محمدى )
163
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي )
شان به بعضى ديگر مىنگرند . » ابن مغازلى و حموينى از ابن ارقم و نيز موفق ابن احمد با ذكر سلسله سند از جابر از رسول خدا نقل كرده كه فرمودند : « يا على ورود تو در مسجد حلال است ، همچنانكه براى من ، منزلت تو نسبت به من منزلت هارون به موسى است ، جز اينكه بعد از من پيامبرى نيست قسم به آنكه جانم در يد قدرت اوست تو در روز قيامت از حوض من ، مردانى را سيراب كنى همچنانكه شتر از آب بوسيله ظرفى كه ويژه است ، گويا من تو را در مقامت كنار حوضم مىبينم . » مسلم با ذكر سند نقل كرده كه معاويه به سعد وقاص گفت : « چرا على را فحش نمىدهى ؟ » او گفت : « سه چيز را در نظر دارم كه رسول خدا آنها را در حق على فرمودند : هرگز لعناش نمىكنم تا اينكه يكى از آن سه چيز را ياد دارم و آن از تمامى ياقوتهاى سرخ دنيا بهتر است . شنيدم كه فرمودند : ( هنگامى كه در بعضى از غزوات او را جانشين خود فرمودند ) « على » عليه السلام به رسول خدا گفت : « آيا مرا با زنان و كودكان به شهر مىگذارى ؟ رسول اكرم ( ص ) فرمودند : « آيا خشنود نيستى كه نسبت تو به من همان نسبت هارون به موسى باشد جز اينكه نبوت بعد از من ديگر نخواهد بود . » و نيز در فتح خيبر شنيدم كه فرمودند : پرچم را بدست مردى مىدهم كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول نيز او را محبوب دارند . » پس براى دريافت پرچم فرماندهى همه گردن كشيديم . رسول خدا فرمودند : « على » را بخوانيد ، او درد چشم داشت . رسول خدا آب دهان مبارك به چشمانش كشيد و پرچم را به دستش داد و « خداوند به دست او پيروزى آفريد » و هنگامى كه آيهء شريفه « نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ » « 1 » نازل شد . رسول اكرم على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را فراخواند « فقال اللّهمّ هؤلاء اهلى » الهى اينان اهل بيت من هستند .
--> ( 1 ) - آل عمران 61 .